close
تبلیغات در اینترنت
کانون قرآن و نماز - مطالب ارسال شده توسط rezvan

روز عرفه

روز عرفه از اعیاد عظیم است اگر چه به اسم عید نامیده نشده و روزی است كه حق تعالی بندگان خویش را به عبادت و طاعت خود فراخوانده و سفره های جود و احسان خود را برای ایشان گسترانیده و شیطان در این روز خوار و حقیرتر و رانده تر، و در خشمناك ترین اوقات خواهد بود. 

پس در این روز در زیر آسمان روند و اعتراف و اقرار كنند نزد حق تعالی به گناهان خود تا سعادتمند گردند به ثواب عرفات و گناهانشان آمرزیده گردد و مشغول گردند. 

عرفات نام جایگاهی است كه حاجیان در روز عرفه (نهم ذی الحجه) در آنجا توقف می كنند و به دعا و نیایش میپردازند و پس از برگزاری نماز ظهر و عصر به مكه مكرمه باز میگردند و وجه تسمیه آنرا چنین گفته اند كه جبرائیل علیه السلام هنگامی كه مناسك را به ابراهیم می آموخت، چون به عرفه رسید به او گفت «عرفت» و او پاسخ داد آری، لذا به این نام خوانده شد.

 

و نیز گفته اند سبب آن این است كه مردم از این جایگاه به گناه خود اعتراف میكنند و بعضی آن را جهت تحمل صبر و رنجی میدانند كه برای رسیدن به آن باید متحمل شد. چرا كه یكی از معانی «عرف» صبر و شكیبایی و تحمل است.



[ یکشنبه 20 مرداد 1398 ] [ 21:20 ] [ رضوان نیک مهر ]

شب بیستم(شهید اسماعیل دقایقی)

شهید اسماعیل دقایقی

به زودی در عرصه محشر به محضر رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم کشانده خواهی شد در حالی که بار سنگینی از مسئولیت ریختن خون فرزندان او و هتک حرمت خاندان و پاره‌های تنش را بر دوش داری. آن روز همان روزی است که خداوند همه پراکنده‌ها را یک‌جا جمع می‌نماید و حق هر حق‌داری را به صاحبش باز می‌گرداند. 

« گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شده‌اند، مردگانند؛ بلکه زنده‌اند و نزد پروردگار خود، روزی می‌خورند.» ای یزید! برای تو همان بس که خدا در کارت داوری کند و پیامبر دشمنت باشد و جبرئیل نیز از او حمایت کند. به زودی آنان که تو را حمایت کردند و بر این جایگاه نشاندند و بر گرده مسلمانان سوار نمودند، درخواهند یافت چه ستمگری را انتخاب نمودند. به زودی درخواهید یافت که کدامیک از شما بدبخت‌تر و پست‌تر از همگان هستید. 



[ یکشنبه 20 مرداد 1398 ] [ 16:48 ] [ رضوان نیک مهر ]

شب نوزدهم(نیابت شهید حمید باکری)

شهید حمید باکری

تو بودی که زخم‌های گذشته را شکافتی و دست خود را به خون پیامبر آغشته ساختی و ستارگان روی زمین از آل عبدالمطلب نسل جدید را خاموش نمودی و اکنون پدران خود (نسل شرک و بت پرستی) را ندا می‌دهی و گمان داری که با آنان سخن می‌گویی. 

به زودی خودت به جمع آنان ملحق می‌گردی و در آن جایگاه، عذابی ابدی در انتظار توست که آرزو می‌کنی ای کاش دستم‌ شکسته و زبانم لال می‌شد و هرگز چنین کارهای ناشایستی را انجام نمی‌دادم. 

یزید پاسخگو در محشر

پروردگارا! حق ما را از دشمنان ما بگیر و از آنان که بر ما ظلم کردند، انتقام بکش و آتش غضب را بر کسانی که خون ما و حامیان ما را ریختند، فرو فرست. یزید! بدان که با این جنایت هولناک، پوست خود را شکافتی و با این عمل وحشیانه‌ات، گوشت خود را پاره کردی.



[ شنبه 19 مرداد 1398 ] [ 16:42 ] [ رضوان نیک مهر ]

شب هجدهم(نیابت شهید علی اکبر شیرودی)

شهید علی اکبر شیرودی

چگونه امید خیر می‌توان داشت از فرزند کسی که می‌خواست با دهان خود جگر پاکان را ببلعد و گوشت و خون او از شهیدان اسلام روییده است؟ چگونه می‌توان انتظار کوتاه آمدن از کسی داشت که همواره با بغض و دشمنی و کینه و عداوت به خاندان ما نگریسته است؟ 

 

یزید! این جنایات بزرگ را انجام داده‌ای، آنگاه نشسته‌ای و بی آنکه خود را گناهکار بدانی یا جنایات خود را بزرگ بشماری، با خود ندا سر می‌دهی که ای کاش پدران من حضور داشتند و از سر شادمانی و سرور فریاد بر می‌آوردند و می‌گفتند: « ای یزید! دست مریزاد»؟ این جمله جسارت آمیز را می‌گویی، در حالی که با چوب‌دستی بر دندان‌های مبارک سید جوانان بهشتی می‌کوبی؛ زهی بی‌شرمی و بی‌حیایی! چگونه چنین یاوه‌سرایی نکنی؟ 



[ جمعه 18 مرداد 1398 ] [ 16:26 ] [ رضوان نیک مهر ]

شب هفدهم(نیابت شهید علی صیاد شیراز)

شهید علی صیاد شیرازی

اگر چنین خیال باطلی در تو پیدا شده، لحظه‌ای بیندیش! مگر تو فراموش کرده‌ای کلام خدا را که می‌فرماید:« آنان گمان نکنند که مهلت یافتن خیر و سعادتشان است. نه تنها به نفع‌شان نیست، بلکه برای آن است که بر گناهان خود بیافزایند و برای آنان عذاب ذلت آمیز ابدی در پیش است.»

 

ای فرزندان بردگان آزاد شده! آیا عدالت این است که زنان و کنیزان خود را در پشت پرده جای دهی، ولی دختران پیامبر خدا را در میان نامحرمان به اسارت بگیری؟ زنان و کنیزان خود را پوشیده نگاه داری، ولی خاندان رسالت را با دشمنان‌شان در شهرها و آبادی‌ها بگردانی تا بادیه نشینان، خویشان و غریبه‌ها و اراذل و اشراف آنان را ببینند؛ در حالی که کسی از مردان آنان همراهشان نیست و سرپرست و حمایت کننده‌ای ندارند؟ 



[ پنجشنبه 17 مرداد 1398 ] [ 16:14 ] [ رضوان نیک مهر ]

شب شانزدهم(نیابت شهید مهدی زین الدین)

شهید مهدی زین الدین 

پس از آنکه یزید چوب به لب و دندان حسین علیه السلام زد و اشعار کفر آمیزی خواند، زینب به پا خواست و این خطبه را ایراد فرمود: 

« به نام خداوند بخشنده و مهربان. خداوند جهانیان را حمد و سپاس می‌گویم و بر پیامبر اسلام و خاندان او درود می فرستم. خداوند متعال حقیقت را نیکو بازگو فرمود، آنجا که در قرآن بیان داشت: « کار کسانی که زشتکاری و گناه انجام داده‌‌اند، به جایی رسید که آیات خدا را دروغ شمردند و آنها را به مسخره گرفتند.» 

آری؛ کلام خدا راست و عین حقیقت است. یزید! از این که زمین و آسمان را بر ما تنگ گرفته‌ای و ما را همانند اسیران کافر به این شهر و آن شهر کشانده‌ای، گمان کردی که ما نزد خدا خوار و پست شدیم و تو در پیشگاه او منزلت یافتی؟ با این تصور خام و باطل، باد به غبغب انداخته‌ای و با نگاه غرورآمیز و نخوت بار به اطراف خود می‌نگری، در حالیکه شادمانی از اینکه دنیایت آباد شده و بر وفق مرادت است و مقام و منصبی را که حق ما خاندان رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است، در دست گرفته‌ای. 



[ چهارشنبه 16 مرداد 1398 ] [ 19:15 ] [ رضوان نیک مهر ]

طرح مطالعاتی

برگزاری اولین طرح مطالعاتی توسط کانون قرآن و نماز و برگزاری آزمون و اهدای جوایز

برای شرکت در این طرح مطالعاتی به قسمت ثبت نام مراجعه کنید

(مهلت ثبت نام تا 5 شهریور) 

 

 فایل های کتاب هر روز صبح راس ساعت 7 در سایت قرار می گیرد

 

 

طراح سوالات آزمون معاونت فرهنگی دانشگاه می باشد. 



[ چهارشنبه 16 مرداد 1398 ] [ 13:20 ] [ رضوان نیک مهر ]

شب پانزدهم(نیابت شهید یوسف کلاهدوز)

شهید یوسف کلاهدوز

خطبه ی حضرت زینب در کاخ یزید: «سپاس خدای را که پروردگار جهانیان است و درود خدا بر پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله ـ و همة خاندان او باد. راست گفت خدای سبحانه که فرمود: «سزای کسانی که مرتکب کار زشت شدند زشتی است، آنان که آیات خدا را تکذیب کردند و به آن ها استهزاء نمودند.» ای یزید آیا گمان می بری این که اطراف زمین و ‌آفاق آسمان را بر ما تنگ گرفتی و راه چاره را بر ما بستی که ما را به مانند کنیزان به اسیری برند، ما نزد خدا خوار و تو سربلند گشته و دارای مقام و منزلت شده ای، پس خود را بزرگ پنداشته به خود بالیدی، شادمان و مسرور گشتی که دیدی دنیا چند روزی به کام تو شده و کارها بر وفق مراد تو می چرخد، و حکومتی که حق ما بود در اختیار تو قرار گرفته است، آرام باش، آهسته تر. آیا فراموش کرده ای قول خداوند متعال را «گمان نکنند آنان که کافر گشته اند این که ما آنها را مهلت می دهیم به نفع و خیر آنان است، بلکه ایشان را مهلت می دهیم تا گناه بیشتر کنند و آنان را عذابی باشد دردناک



[ سه شنبه 15 مرداد 1398 ] [ 17:39 ] [ رضوان نیک مهر ]

شب چهاردهم(نیابت شهید محمد اسلامی نسب)

شهید محمد اسلامی نسب


سپس به سرزنش و توبیخ مردم می پردازد؛ ‎توبیخ آن ها از آن بابت بود که آنان با صد مکر و حیله، امام خود را دعوت کردند و پس از اجابت خود در برابرش صف آرایی کردند. چرا فریب دشمن ‌خوردند؟ چرا تسلیم زور شدند؟‎ آنها را که از شدت هیجانات به گریه آمده بودند مورد سرزنش قرار داد که «می گریید؟ آیا هنگام گریه است؟ این اسارت ها را چه کسی پدید آورد؟ جز آن ‌بود که توانمندان بذل همت نکرده و آبرومندان از آبروی خویش برای حسین مایه نگذاشتند؟‎»  

زینب (س) در خطبه هایش از مثال بهره می برد به این صورت که وضع آنها را به وضع پیرزنی شبیه می کند که رشته های خود را محکم و استوار ‌می بافت شب هنگام آنها را باز می کرد، چرا که آن ها نیز پیمان محکم بستند و زود آن را از هم گسستند‎.



[ دوشنبه 14 مرداد 1398 ] [ 22:41 ] [ رضوان نیک مهر ]

شب سیزدهم(نیابت شهید عباس دوران)

شهید عباس دوران

 

دختر علی (ع) اسیر دشمن بود در حالی که برادر و فرزندان برادر و فرزندان خود را از دست داده و سرهای بریده را بر نیزه ها نظاره گر بود. حمد و ثنای ‌این زن قهرمان آن هم در اوج سهمگین بلا و مصیبت و سپاس و درود او بر پیامبر خدا (‎ص)، مقام صبر و استقامت و ایمان زینب را در راهی که ‌انتخاب کرده می رساند و دلبستگی شدید و بینش و شناخت عمیق و دانش او را به اسلام جلوه ‌‎می دهد. بیان حمد و سپاس از زبان زینب در این بارگاه که مرکز تجمع و هسته اصلی همه جنایات زمینیان و بازمانده قابیلیان علیه هابیلیان برجسته ‌تاریخ انسان ها بود، تجلی کامل ایمان آن بزرگ حماسه زنان جهان به عدل خداست‎.



[ یکشنبه 13 مرداد 1398 ] [ 18:39 ] [ رضوان نیک مهر ]

شب دوازدهم(نیابت شهید مهدی باکری)

شهید مهدی باکری

 

* حال زینب(س) در شب عاشورا

تاریخ الطبرى به نقل از حارث بن کعب و ابو ضحّاک، از امام زین العابدین(ع) نقل کرده است: در شبى که بامدادش پدرم به شهادت رسید، نشسته بودم و عمّه‌ام زینب علیهاالسلام، از من پرستارى مى‌کرد که پدرم از یارانش کناره گرفت و به خیمه خود رفت و حُوَى (غلام ابوذر غِفارى) نزدش بود و به اصلاح و پرداختِ شمشیر ایشان مشغول بود، و پدرم مى خواند:

«اى روزگار! اُف بر دوستى‌ات!

چه قدر بامدادها و شامگاه‌هایى داشته‌اى

که در آنها، همراه و یا جوینده‌اى کُشته شده

که روزگار، از آوردن همانندش، ناتوان است!

و کار، با [خداى] بزرگ است

و هر زنده‌اى، این راه را مى‌پیماید».

دو یا سه بار، این شعر را خواند تا آن جا که فهمیدم و دانستم که منظورش چیست. گریه راه گلویم را بست؛ ولى بغضم را فرو خوردم و هیچ نگفتم و دانستم که بلا فرود مى‌آید؛ امّا عمه‌ام نیز آنچه را من شنیدم، شنید و چون مانند دیگر زنان، دل‌نازک و بى‌تاب بود، نتوانست خود را نگاه دارد. بیرون جست و در حالى که لباسش را بر روى زمین مى‌کشید و درمانده شده بود، خود را به امام رساند و گفت: وا مصیبتا! کاش مُرده بودم. امروز، [گویى] مادرم فاطمه و پدرم على و برادرم حسن، درگذشته‌اند، اى جانشینِ گذشتگان و پناه باقى ماندگان!

حسین علیه السلام به او نگریست و فرمود : «خواهرم! شیطان، بردبارى‌ات را نبرَد».

زینب علیهاالسلام گفت: اى اباعبدالله! پدر و مادرم فدایت! خود را آماده کشته شدن کرده‌اى! جانم فدایت!



[ شنبه 12 مرداد 1398 ] [ 18:34 ] [ رضوان نیک مهر ]

شب یازدهم(نیابت شهید مرتضی آوینی)

شهید مرتضی آوینی

 

سپس آن حضرت دست‌های خود را به سوی آسمان برداشت و لشکریان عمر سعد را این چنین نفرین نمود:" خدایا! قطرات باران را از آنان قطع کن و سال‌هایی (سخت) مانند سال‌های یوسف بر آنان بفرست و غلام ثقفی را بر آنان مسلط کن تا با کاسه تلخ ذلت، سیرابشان سازد و کسی را در میانشان بدون مجازات نگذارد. در مقابل قتل، به قتلشان برساند و در مقابل ضرب، آنان را بزند و از آنان انتقام من و انتقام خاندان و پیروانم را بگیرد؛ زیرا اینان ما را تکذیب نمودند و در مقابل دشمن، دست از یاری ما برداشتند و تویی پروردگار ما، به تو توکل می‌کنیم و بازگشت ما به سوی توست."



[ جمعه 11 مرداد 1398 ] [ 18:41 ] [ رضوان نیک مهر ]

شب دهم(نیابت شهید مصطفی چمران)

شهید مصطفی چمران

 

آن گاه فرمود:" آگاه باشید! به خدا سوگند! پس از این جنگ به شما مهلت داده نمی‌شود که سوار بر مرکب مراد خویش گردید مگر همان اندازه که سوارکار بر اسب خود سوار است تا این که آسیاب حوادث شما را بچرخاند و مانند مدار سنگ آسیاب مضطربتان گرداند و این، عهد و پیمانی است که پدرم علی(ع) از جدم رسول خدا(ص) بازگو نموده است. پس با هم‌فکران خود دست به هم بدهید و تصمیم باطل خود را، پس از آن که امر بر شما روشن گردید، درباره من اجرا کنید و مهلتم ندهید، من به خدا که پروردگار من و شماست توکل می کنم که اختیار هر جنبنده‌ای در ید قدرت او، و خدای من بر صراط مستقیم است



[ پنجشنبه 10 مرداد 1398 ] [ 18:40 ] [ رضوان نیک مهر ]

شب نهم - نیابت شهید حسین خرازی

شهید حسین خرازی

 

شما اکنون به ابن حرب (معاویه)  و پیروانش اتکا و اعتماد نموده و دست از یاری ما برمی‌دارید؟! آرى به خدا سوگند! که این پیمان‌شکنى خوى دیرینه شماست و ریشه‌هاى وجود شما بر آن استوار گشته و شاخه‌هاى شما از آن رشد یافته و دلهاى شما بر آن روییده و سینه‌هاى شما با آن پوشیده است.

شما به آن میوه نامبارکی می‌مانید که در گلوی باغبان رنج‌دیده‌اش گیر کند و در کام سارق ستمگرش شیرین و لذت بخش باشد.

لعنت خدا بر پیمان‌شکنان! که پیمان خویش را پس از تأکید و محکم ساختن آن می‌شکنند و شما خدا را بر پیمان‌های خود کفیل و ضامن قرار داده بودید و به خدا سوگند! که همان پیمان‌شکنان هستید.



[ چهارشنبه 09 مرداد 1398 ] [ 18:39 ] [ رضوان نیک مهر ]

شب هشتم(نیابت شهید حسن باقری)

شهید حسن باقری

 

بلیه ها و رسوایی‌ها دامنگیرتان باد! چرا در آن وقتیکه شمشیرها در غلاف بود، و نفوس آرام، و رأی‌ها هنوز در قتال مستحکم نگردیده بود؛ ما را رها ننمودید؟! بلکه مانند سیل ملخ بسوی فتنه گسیل شدید! و مانند پروانه در فتنه به هم ریختید!

رویتان سیاه! شمایید همان طاغوت‌هاى این امّت و از ته‌ماندگان احزاب فاسد که قرآن را پشت سرانداخته‌اید. از دماغ شیطان درافتاده‌اید و از گروه جنایتکاران و تحریف‌کنندگان کتاب و خاموش‌کنندگان سنن می‌باشید که فرزندان پیامبران را می‌کشید و نسل اوصیا را از بین می‌برید. شمایید ملحق‌کنندگان ناپاکان به صاحبانِ نسب‌هاى پاک و آزاردهندگان مؤمنان و فریادرسان رهبران استهزاگر که قرآن را پاره پاره کردند.



[ سه شنبه 08 مرداد 1398 ] [ 18:36 ] [ رضوان نیک مهر ]

شب هفتم(نیابت شهید جواد فکوری)

شهید جواد فکوری

 

چون سخن امام(ع) بدین جا رسید، لشکریان عمرسعد یکدیگر را سرزنش کرده و گفتند: گوش فرا دهید! و همدیگر را وادار به استماع سخنان آن حضرت نمودند. چون سکوت بر صفوف دشمن حاکم گردید، امام(ع) در ادامه سخنانش چنین فرمود: "ای مردم! هلاکت و اندوه همیشگى بر شما باد! که با اشتیاق فراوان ما را به یاری خود خواندید و آن گاه که به فریاد شما جواب مثبت دادیم و به سرعت به سوی شما شتافتیم، شمشیرى را که براى دفاع از ما به دست گرفته بودید به روى ما کشیدید و آتش فتنه‌ای را که دشمن مشترک برافروخته بود، علیه ما شعله‌ور ساختید. به حمایت و پشتیبانی دشمنانتان و علیه پیشوایانتان به پا خاستید؛ بدون این که این دشمنان قدم عدل و دادی به نفع شما بردارند یا امید خیری از آنان داشته باشید؛ به جز اندک مال حرام و زندگى پستى که بدان طمع دارید.

قدری آرام! وای بر شما! که روی از ما برتافتید و از یاری ما سرباز زدید بدون این که خطایی از ما سرزده باشد یا رأی و عقیده نادرستی از ما مشاهده کرده باشید.



[ دوشنبه 07 مرداد 1398 ] [ 18:34 ] [ رضوان نیک مهر ]

شب ششم(نیابت محمدعلی جهان آرا)

محمد علی جهان آرا

 

در روز عاشورا عمر بن سعد سپاه خود را براى جنگ با امام حسین(علیه السلام) آراست و پرچم‌ها را در جاى خود برافراشت و امام نیز سپاه خود را به میمنه و میسره و قلب، نظام بخشید. سپاه ابن سعد از هر طرف بر امام حسین(علیه السلام) احاطه کردند و حلقه محاصره را بر آن حضرت و یارانش تنگ ساختند.

امام(علیه السلام) از میان لشکر خویش بیرون آمد و در برابر صفوف دشمن قرار گرفت و از آنان خواست تا سکوت کنند و به سخنان وی گوش فرا دهند؛ ولی آن ها همچنان سر و صدا و هلهله می‌نمودند که حسین بن علی(علیهما السلام )  به آنها فرمود: "وای بر شما! چرا ساکت نمى‌شوید تا سخنان مرا گوش کنید؟! من شما را به راه راست دعوت مى‌کنم. هر کس از من پیروی کند، خوشبخت و سعادتمند است و هر کس عصیان و مخالفت ورزد، از هلاک‌شدگان است و همه شما  سرکشی هستید و با دستور من مخالفت می‌کنید که به گفتارم گوش فرا نمی‌دهید. آری! در اثر هدایای حرامی که به دست شما رسیده (جوایزى که براى کشتن من گرفتید) و در اثر غذاهای حرام و لقمه‌های غیرمشروعی که شکم‌های شما از آنها انباشته شده، خدا این چنین بر دل‌های شما مهر زده است. وای بر شما! آیا ساکت نمی شوید؟"



[ یکشنبه 06 مرداد 1398 ] [ 18:34 ] [ رضوان نیک مهر ]

شب پنجم(نیابت شهید عباس بابایی)

شهید عباس بابایی

 

چهارم: اتمام حجت
در اینجا قیس بن اشعث گفت: «یا حسین! چرا با پسر عمویت بیعت نمی‌کنی؟ با تو به دلخواهت رفتار خواهد کرد و کوچک‌ترین ناراحتی متوجه تو نخواهد شد.»

امام(ع) در جواب قیس فرمود: «تو هم مثل برادرت هستی، می‌خواهی مردان بنی‌هاشم بیش از خون مسلم بن عقیل را از تو انتقام بگیرند؟ نه به خدا قسم، دستم را همچون انسانهای ذلیل در دست شما قرار نمی‌دهم و مانند بنده‌ها فرار نمی‌کنم»

پس از آن آیه قرآن را که داستان حضرت موسی را در برابر لجاجت فرعونیان نقل می‌کند، قرائت فرمود: انی عذت بربی و ربکم أن ترجمون[۱۶] من به پروردگار خویش و پروردگار شما پناه می‌برم که گفتار مرا قبول نمی‌کنید، پناه می‌برم به پروردگار خود و پروردگار شما از هر شخص متکبر و سرکشی که بروز ایمان نمی‌آورد.» (در این هنگام سخن امام به پایان رسید، شتر خود را خواباند.)



[ شنبه 05 مرداد 1398 ] [ 18:32 ] [ رضوان نیک مهر ]

شب چهارم (نیابت امام رضا(ع))

شب چهارم

 

بخش سوم: نامه‌های کوفیان
در مقابل گفتار امام هم سکوت کردند و کسی جوابی نداشت، لذا امام به چند نفر از افراد سرشناس که در لشکر عمر سعد بودند و برایش دعوت‌نامه نوشته بودند، خطاب کرد و فرمود: «یا شبث بن ربعی، و یا حجار بن ابجر و یا قیس بن اشعث و یا یزید بن الحارث الم تکتبوا الی أن قد اینعت الثمار، و أخضر الجناب و انما تقدم علی جند لک مجنده؟

ای شبث بن ربعی! و‌ای حجار بن ابجر و‌ ای قیس بن اشعث و‌ای یزید بن حارث! مگر شما نبودید برای من نامه نوشتید که: میوه‌هایمان رسیده، و درختانمان سرسبز و خرم شده، در کوفه بر لشکریانی مجهز و آماده به خدمت وارد خواهی شد. (در انتظار تو دقیقه شماری می‌کنیم)؟!

این افراد در برابر سخنان امام پاسخی جز انکار نداشتند و لذا گفتند: «فقالوا: لم نفعل؛ ما چنین نامه‌ای به تو ننوشته‌ایم.

امام(ع) که با انکار آنان روبرو شد با تعجب و شگفتی فرمود: «سبحان لله، بلی ولله لقد فعلتم عجبا! چگونه منکر می‌شوید به خدا قسم شما برای من نامه نوشتید.»

آنگاه فرمود: «ایها الناس! اذا کرهتمونی فدعونی، انصرف عنکم الی مأمن من ارض. اگر هم اکنون از آمدنم ناخشنودید بگذارید به هر جایی از دنیا که امن و آرام باشد، بروم.»



[ جمعه 04 مرداد 1398 ] [ 18:28 ] [ رضوان نیک مهر ]

شب سوم(شهید احمدعلی فتحی)

شب سوم(شهید احمدعلی فتحی) 

 

ای مردم! به من بگویید من چه کسی هستم؟ آنگاه به خود آیید و خویشتن را نکوهش کنید و ببینید آیا کشتن و هتک حرمت من برای شما جایز است؟ مگر من پسر دختر پیغمبر شما نیستم؟ مگر من فرزند وصی و پسرعموی پیغمبر شما نیستم؟ مگر من پسر کسی نیستم که او پیش از همه مسلمانان ایمان آورد؟ و پیش از همه، رسالت پیامبر را تصدیق کرد؟ آیا حمزه سید الشهداء، عموی پدر من نیست؟ آیا جعفر طیار عموی خود من نیست؟

طرح حدیث پیامبر(ص)
مگر شما سخن پیغمبر(ص) را درباره من و برادرم نشنیده‌اید که فرمود: این دو، سروران جوانان اهل بهشتند؟ اگر سخنان مرا تصدیق می‌کنید، این‌ها همه حق‌اند و کوچک‌ترین خلاف واقعی، در آن‌ها نیست، زیرا هنوز در طول عمر خود از آن روزی که فهمیده‌ام خداوند بر دروغ‌گویان غضب کرده و دروغ را به خودش برمی‌گرداند، هرگز دروغ نگفته‌ام.



[ پنجشنبه 03 مرداد 1398 ] [ 18:27 ] [ رضوان نیک مهر ]

شب دوم(نیابت شهید ابراهیم همت)

شهید ابراهیم همت

 

بخش اول: تقاضای صحبت
حرف مرا بشنوید و در جنگ و خونریزی عجله نکنید تا من وظیفه خود را که موعظه و نصیحت شماست انجام دهم، تا علت آمدنم را به این سرزمین توضیح دهم، اگر به سخنم گوش دادید و عذر مرا پذیرفتید و با من از در انصاف و عدل وارد شدید، معلوم می‌شود راه سعادت و خوشبختی را دریافته‌اید و دلیلی برای جنگ با من نخواهید داشت، لکن اگر عذرم را نپذیرفتید و از در انصاف و داد و با من وارد نشدید، آنگاه می‌توانید همه دست به دست هم بدهید و بدون مهلت تصمیم باطلتان را اجرا کنید، ولی در این صورت دیگر امر بر شما مشتبه نمانده و پشتیبان من آن خدایی است که قرآن را نازل کرده و یار و یاور نیکوکاران است.»



[ چهارشنبه 02 مرداد 1398 ] [ 18:24 ] [ رضوان نیک مهر ]

شب اول ( نیابت امام زمان (عج)

شب اول ( نیابت امام زمان (عج))

 

قیام امام حسین (ع) برای خدا بود و در این راه تنها به او توکل داشت و در مسیر جهاد در راه پروردگارش ، تحمل همه سختی ها برایش آسان بود. در قبل ، بعد و در روز حادثۀ عاشورا ، ایشان و یارانشان بارها بر این اصل اساسی تأکید کردند. حسین بن علی هنگام وداع جانسوز با خانواده خود ، با ایمانی راسخ به پرورگار ، خطاب به آنها چنین می فرماید : « بدانید که خدا حامی و حافظ شماست و به زودی شما را از شرّ دشمنان نجات می دهد و عاقبت کار شما را خیر می گرداند.» آن امام شهید به هنگام شهادت مظلومانه خود نیز خدا را فراموش نکرد و چنین زمزمه می نمود : « ای خدای بلند مرتبه و دارای قدرت و جبروت ، در حالی که ضعیفم از تو کمک می خواهم و بر تو توکّل می کنم و همین مرا کافی است. » و سرانجام با وجود همۀ مصیبت ها و رنج ها فرمود : « اى خداى من، من راضى به قضا و حکم تو و تسلیم امر و اراده ات هستم . هیچ معبودى جز تو نیست اى پناه هر پناه جو.» این ایمان و توکل به خداوند باعث شد تا امام حسین (ع) و یارانش همواره با اخلاص و فقط برای کسب رضای خداوند حرکت کنند و خداوند نیز قیام آنها را جاودانه کرد.

زیارت عاشورا (  ​​​​زیارت عاشورا.mpeg - 5.9 MB  )



[ سه شنبه 01 مرداد 1398 ] [ 18:22 ] [ رضوان نیک مهر ]